خرید بک لینک
چند روزی حس من؛دست خوش یک نامرد شد

دل درون سینه پرپر گشته، پُر از درد شد

بوسه زد بر قاش بی پروای دست روزگار

شاخه پر بار خوشی بود؛ اما گرد شد

گرم فردای پراز امید! ناگه پرشکست

گشت بی بال ازجفا، بیچاره ماندوسردشد

باغ سرخ خنده می بارید روی گونه ام

پاییزی سرسخت دَر زد، خنده بیخی زردشد

خیلی بی شرمیست حسم را چنین گردن زَنَد

با همین بازی دلِ خوبم "سک ولگرد" شد

1393/4/3

|+| نوشته شده توسط روح الله دانشیار در چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ |

برچسب: نویسنده: اشکان رضوانی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 22:26

صفحه بندی