در کویر انتظارم حسِ باران گشته یی
در نماز عشق می خوانم دعاهای فَرَج
پس بیا الساعه! ورنه نا مسلمان گشته یی
العجل ای منجی یی چشمان نا آرام من
دل ربودی، همنوا با ناله ی جان گشته یی
خشکی لب ها تلاوت می کند آیات تو
در صدایم سوره های پاک قرآن گشته یی
دخترِبادیه ی سرسبز پای هندوکُش
در دلم سرتاج خاتون خراسان گشته یی
ر. دانشیار
6 عقرب 1396
برچسب:
نویسنده: اشکان رضوانی